محاسبه میزان جستجو با استفاده از ابزار سرنخ
در مسیر سئو، ما معمولاً با یک لیست بلندبالا از کلمات شروع میکنیم. با استفاده از ابزارهایی مثل «شاهکلید» یا بررسی دستهبندیهای دیجیکالا، دایره کلماتمان را تا جایی که میشود گسترش میدهیم. اما سوال اصلی اینجاست: آیا همه این کلمات ارزش یکسانی دارند؟
تصور کنید روی پروژهی فروش آهنآلات کار میکنید. برای شما حیاتی است که بدانید کاربران بیشتر به دنبال «میلگرد ۱۶» هستند یا «میلگرد اصفهان». یا اگر در حوزه پتشاپ فعالیت دارید، باید بدانید عبارت «غذای گربه ۱۰ کیلویی» آنقدر جستجو میشود که ارزش سرمایهگذاری و محتواسازی داشته باشد یا خیر.
بدون دانستن میزان جستجو (Search Volume)، ما مثل رانندهای هستیم که در تاریکی مطلق و بدون چراغ پیش میرود؛ شاید حرکت کنیم، اما نمیدانیم به مقصد پرجمعیتی میرسیم یا یک بنبست خلوت.
چرا نمیتوانیم مستقیماً از آمار خود گوگل استفاده کنیم؟
مرجع اصلی تمام این دادهها در دنیا، ابزاری به نام Google Keyword Planner است. گوگل این ابزار را برای کسانی ساخته که میخواهند در «گوگل ادز» تبلیغ کنند. منطق گوگل ساده است: «اگر میخواهی به من پول بدهی تا سایتت را بالا بیاورم، من به تو میگویم که هر کلمه چقدر در ماههای مختلف سال جستجو دارد.»
اما دسترسی به این گنجینه اطلاعاتی برای ما سئوکارها، بهویژه در ایران، با چالشهای جدی همراه است:
- نیاز به کمپین فعال: اگر در گوگل ادز تبلیغ فعال نداشته باشید، گوگل اعداد دقیق را به شما نشان نمیدهد و فقط یک بازه کلی (مثلاً ۱۰۰ تا ۱۰۰۰) ارائه میدهد که عملاً برای تحلیل دقیق بلااستفاده است.
- هزینههای جانبی: بسیاری از شرکتها مبالغ ماهانهای دریافت میکنند تا صرفاً دسترسی اکانتهای دارای تبلیغ خود را به شما بدهند.
- تحریم و فیلترینگ: کار با ابزارهای مستقیم گوگل همیشه نیاز به تغییر آیپی دارد و محیط کاربری آن برای زبان فارسی بهینه نیست.
برای عبور از این موانع، ابزارهای واسطی مثل «سرنخ» طراحی شدهاند. این ابزارها بدون اینکه خودشان دیتایی تولید کنند، از طریق API به کیورد پلنر متصل میشوند و اطلاعات را بدون نیاز به ویپیان، با پرداخت به ازای مصرف (نه اشتراک ماهانه) و در یک فضای فارسی در اختیار شما قرار میدهند.
کالبدشکافی اعداد: فراتر از یک عدد ساده
وقتی میزان جستجوی یک کلمه را بررسی میکنید، گوگل به شما یک عدد تحت عنوان «متوسط جستجوی ماهانه» میدهد. اما مراقب باشید! این عدد گاهی میتواند فریبنده باشد. برای درک عمیق بازار، باید به روندها (Trends) نگاه کنید.
۱. کلمات فصلی
برخی کلمات در ماههای خاصی از سال اوج میگیرند. مثلاً «وسایل اسکی» در تابستان تقریباً جستجوی نزدیکی به صفر دارد، اما با شروع سرما ناگهان منفجر میشود. اگر فقط به میانگین سالانه نگاه کنید، شاید پتانسیل واقعی آن را در فصل اوج درک نکنید.
۲. کلمات ترند شده
گاهی یک محصول یا موضوع جدید وارد بازار میشود. به عنوان مثال، خودروی «مزدا ایزد سروو» ممکن است در ۶ ماه اول سال اصلاً جستجویی نداشته باشد، اما به محض ورود به بازار یا شروع تبلیغات، جستجوی آن از صفر به ۳۰ هزار در ماه برسد. در اینجا میانگین سالانه عدد کوچکی را نشان میدهد، در حالی که تقاضای فعلی بازار بسیار بالاست.
۳. تاثیرات محیطی
ما باید تحلیلگر باشیم. اگر میبینید نمودار جستجوی یک کلمه در یک ماه خاص (مثلاً ژانویه) ناگهان افت کرده، همیشه به معنای کاهش علاقه مردم نیست؛ گاهی عوامل بیرونی مثل اختلالات اینترنت یا اتفاقات اجتماعی باعث این افت میشوند.
نکات کلیدی در جستجوی عبارات
در هنگام کار با ابزارهای تخمین، باید هوشمندانه عمل کنید:
- عبارات خیلی طولانی را جستجو نکنید: ابزارهایی که بر پایه پیشنهادهای گوگل کار میکنند، برای عبارات بسیار طولانی (Long-tail) معمولاً نتیجهای برنمیگردانند. هدف ما پیدا کردن کلمات کلیدی اصلی و شاخههای نزدیک به آن است.
- حذف تکراریها: ابزارهای حرفهای بهصورت خودکار کلمات مشابه و تکراری (مثل «سرنگ بوتاکس» و «سرنگ تزریق بوتاکس») را شناسایی و فیلتر میکنند تا لیست شما بیهوده شلوغ نشود.
- کشف فرصتهای جدید: یکی از جذابیتهای استفاده از این ابزارها این است که وقتی یک کلمه را جستجو میکنید، گوگل صدها عبارت مرتبط دیگر را هم به شما پیشنهاد میدهد. این یعنی با بررسی یک کلمه، ممکن است به ده کلمه طلایی دیگر برسید که اصلاً در لیست اولیه شما نبودهاند.
در نهایت، هدف از تمام این بررسیها، رسیدن به یک لیست «ارزشگذاری شده» است. سئو یک سرمایهگذاری روی زمان و انرژی است؛ پس بهتر است این سرمایه را روی کلماتی خرج کنیم که میدانیم مخاطب واقعاً به دنبال آنهاست. در قدمهای بعدی، یاد میگیریم چطور این کلمات را دستهبندی (Clustering) کنیم تا ساختار محتوایی سایتمان به بهترین شکل شکل بگیرد.