انتخاب استراتژی
وقتی صحبت از سازماندهی محتوا در وبسایت به میان میآید، «پیلار کلاستر» (Pillar Cluster) یکی از آن مفاهیمی است که در نگاه اول بسیار منطقی و جذاب به نظر میرسد. این متد که اولین بار توسط «هاباسپات» معرفی شد، پاسخی بود به یک نیاز واقعی: انباشته شدن انبوهی از مقالات پراکنده در بلاگ سایت که دسترسی به آنها دشوار بود و ساختار مشخصی نداشتند.
ایده اصلی ساده است: یک مقاله جامع و مرجع (پیلار) بنویسید که به تمام زوایای یک موضوع بزرگ بپردازد و سپس از دل همین مقاله، به مقالات تخصصیتر (کلاسترها) لینک بدهید تا کاربر برای رسیدن به پاسخهای دقیقتر، در سایت شما عمیقتر شود. این ساختار، نه تنها به کاربر کمک میکند پاسخهایش را پیدا کند، بلکه به موتورهای جستجو نیز نشان میدهد که شما در آن موضوع، حرفی برای گفتن دارید.
با این حال، کارشناس سئو که در دنیای واقعی با پروژهها دست و پنجه نرم میکند، خیلی زود متوجه میشود که پیادهسازی این تئوری روی کاغذ، با چالشهای پیچیدهای در دنیای واقعی همراه است.
ابهاماتی که در مسیر اجرا خودنمایی میکنند
بسیاری از سوالاتی که در اجرای این متد پیش میآید، ریشه در این دارد که ما سعی میکنیم یک مفهوم انتزاعی را به طور مطلق روی سایت پیاده کنیم:
- نقطه شروع کجاست؟ آیا ابتدا باید پیلار را نوشت و بعد برایش کلاستر ساخت؟ یا ابتدا باید کلاسترها را تولید کرد و بعد از به حد نصاب رسیدن، آنها را زیر چتر یک پیلار جمع کرد؟ این سردرگمی برای کسانی که از ابتدا دیتای منظمی ندارند، بسیار رایج است.
- مرز پیلار و کلاستر کجاست؟ گاهی یک مقاله به قدری جامع است که میتواند خودش پیلار باشد، اما در عین حال میتواند به عنوان کلاسترِ یک موضوع بزرگتر هم عمل کند. این خاصیتِ «تودرتو» بودن، مرزها را محو میکند.
- چالش در فروشگاههای اینترنتی: پیلار کلاستر در اصل برای دنیای «محتوا» طراحی شده است. وقتی بخواهید آن را روی «محصولات» پیاده کنید، با بنبستهای منطقی روبرو میشوید. مثلاً آیا یک محصول میتواند در دو دستهبندی مختلف قرار بگیرد؟ اگر این کار را انجام دهید، آیا ساختار درختی و پیلار کلاستر شما فرو میپاشد؟
- پیچیدگی در لینکسازی: در دیاگرامهای آموزشی، همه چیز خطی و تمیز است. اما در واقعیت، گاهی لازم است از یک کلاستر به کلاستر دیگری در دستهبندی متفاوت لینک بدهید. آیا این کار مجاز است؟ پاسخ به این سوالها در دیاگرامهای پیشفرض وجود ندارد.
چرا تحلیل این ساختار سخت است؟
یکی از بزرگترین مشکلات پیلار کلاستر این است که «نمود» بیرونی ندارد. در معماری ساختمان، شما نقشه را میبینید و متوجه ساختار میشوید؛ اما در سئو، هیچ ابزاری وجود ندارد که به راحتی به شما بگوید آیا سایت شما طبق این الگو چیده شده یا خیر. نه سایتمپ و نه حتی ابزارهای آنالیزی مثل «اسکریمینگ فراگ» نمیتوانند به طور خودکار این ساختار را تشخیص دهند، مگر اینکه از ابتدا آدرسدهی (URL Structure) را کاملاً درختی و سلسلهمراتبی طراحی کرده باشید که آن هم محدودیتهای خودش را دارد.
نتیجه این میشود که اگر کارشناس سئو پروژه را ترک کند، نفر بعدی باید زمان زیادی صرف کند تا بفهمد اصلاً چه منطقی پشت این لینکسازیها بوده است.
در نهایت، این متد بیش از آنکه یک قانون سفت و سخت باشد، یک «نگرش» برای سازماندهی است. تفاوت اصلی در این است که بدانید چه زمانی باید از ساختار خشک و تئوریک فاصله بگیرید و چگونه با تفسیر منعطف آن، به نیاز کاربر و دغدغههای فنی سایت خود پاسخ دهید. پیلار کلاستر موفق، نه آن چیزی است که دقیقاً شبیه دیاگرامها باشد، بلکه آن چیزی است که مسیرِ رسیدن کاربر به پاسخ نهایی را کوتاهتر و معنادارتر کند.