تگ کنونیکال و کاربرد آن
تا به حال به این فکر کردهاید که اگر یک محتوای کاملاً یکسان در سایت شما با چند آدرس (URL) مختلف باز شود، چه اتفاقی میافتد؟ مثلاً کاربری در یک سایت، از طریق جستجوی دستهبندی به یک گوشی موبایل میرسد و یک آدرس در مرورگرش ثبت میشود. کاربر دوم همان محصول را با اعمال فیلتر رنگ پیدا میکند و از طریق لینک متفاوتی وارد میشود. کاربر سوم هم با موبایل خود نسخه دیگری از همان صفحه را باز میکند.
حالا ما یک محصول داریم، اما سه یا چهار آدرس اینترنتی متفاوت که دقیقاً یک محتوا را به کاربر نشان میدهند! در این شرایط، رباتهای گوگل گیج میشوند؛ کدام صفحه نسخه اصلی است؟ کدام یک باید در نتایج جستجو رتبه بگیرد؟ اینجاست که یکی از مهمترین ابزارهای یک کارشناس سئو، یعنی تگ کنونیکال (Canonical Tag)، وارد میدان میشود تا این گره را باز کند.
نجات بودجه خزش و پایان کپیهای ناخواسته
فرقی نمیکند سایت شما با http در دسترس باشد یا https؛ ساختار سایتتان چندزبانه باشد، یا برای کاربران موبایل آدرسهای مجزایی (مثل m.example.com) در نظر گرفته باشید. هر زمان که در سایت شما محتوای تکراری (Duplicate Content) با آدرسهای اینترنتی متفاوت شکل بگیرد، شما به یک ناجی نیاز دارید.
وقتی شما با استفاده از تگ کنونیکال، نسخه اصلی یک صفحه را به گوگل معرفی میکنید، در واقع دارید بودجه خزش (Crawl Budget) سایت خود را مدیریت میکنید. گوگل ترجیح میدهد زمان و انرژی رباتهایش را روی صفحهای بگذارد که شما به عنوان نسخه اصلی و نهایی (کنونیکال شده) معرفی کردهاید و آن را بیشتر خزش میکند.
یک سوءتفاهم رایج در سرچ کنسول: بسیاری از افراد وقتی به سرچ کنسول مراجعه میکنند و با خطایی شبیه به «Crawled – currently not indexed» روبرو میشوند، احساس میکنند یک بحران بزرگ در سایت رخ داده است. مخصوصاً وقتی میبینند صفحهای خزش شده اما به دلیل وجود تگ کنونیکال روی یک صفحه دیگر، ایندکس نشده است. واقعیت این است که این اصلاً یک خطا یا بحران نیست! گوگل در اینجا صرفاً در حال ارائه یک «گزارش کار» به شماست. او به شما میگوید: «من این صفحه کپی را دیدم، اما چون خودت گفتی نسخه اصلی جای دیگری است، این یکی را نادیده گرفتم». پس اگر صفحهای به درستی به جای دیگری کنونیکال شده و ایندکس نمیشود، یعنی استراتژی شما دقیقاً درست کار کرده است.
کنونیکال یک پیشنهاد است، نه یک فرمان نظامی!
یکی از مهمترین مفاهیمی که هر کارشناس سئو باید بداند این است که گوگل، تگ کنونیکال را به عنوان یک «قانون قطعی و غیرقابل نقض» (Rule) نمیبیند؛ بلکه آن را صرفاً یک «پیشنهاد و راهنمایی» (Hint) از سمت شما در نظر میگیرد.
گوگل هوشمند است و پیشنهادات شما را بررسی میکند. اگر این پیشنهاد منطقی نباشد، خیلی راحت آن را نادیده میگیرد. بیایید یک سناریوی واقعی را بررسی کنیم: فرض کنید شما صفحه یک «محصول» را به صفحه «دستهبندی» آن محصول کنونیکال کنید. گوگل وارد صفحه میشود، ساختار، محتوا، تصاویر و هدف صفحه محصول را میبیند و متوجه میشود که این صفحه هیچ شباهت ساختاری و محتوایی با صفحه دستهبندی ندارد. این دو صفحه اصلاً کپی هم نیستند! در نتیجه، گوگل پیشنهاد شما را یک راهنمایی اشتباه تلقی کرده و آن را رد میکند.
حتی گاهی رفتار کاربران باعث میشود گوگل پیشنهاد شما را نادیده بگیرد. فرض کنید صفحه B را به صفحه A کنونیکال کردهاید. اما تمام بکلینکهای خارجی به صفحه B داده شدهاند و کاربران به شدت با صفحه B درگیر هستند. در این حالت، سیگنالهای قدرتمندتری وجود دارد که نشان میدهد صفحه B ارزش بیشتری دارد، پس گوگل صفحه A را نادیده گرفته و همان صفحه B را ایندکس میکند. بنابراین، اگر در سرچ کنسول دیدید گوگل صفحه دیگری را به عنوان نسخه اصلی انتخاب کرده است، تعجب نکنید؛ او دلایل خودش را دارد.
محتوای کاملتر، برنده بازی کنونیکال است
وقتی شما یک صفحه را به عنوان نسخه اصلی (مرجع) مشخص میکنید و گوگل آن را میپذیرد، اتفاق مهمی میافتد: گوگل تمام تمرکز خود را برای سنجش کیفیت و ارزش محتوا، روی همان صفحه اصلی میگذارد و محتوای صفحات کپی عملاً از چرخه ارزیابی خارج میشوند.
بنابراین، یک اصل طلایی وجود دارد: همیشه صفحهای را به عنوان نسخه اصلی انتخاب کنید که کاملترین و بهترین محتوا را به کاربر ارائه میدهد.
برای درک بهتر، یک موقعیت ملموس در طراحی تجربه کاربری (UX) را تصور کنید. در صفحه اول یک دستهبندی فروشگاهی، شما یک متن توضیحات جامع و کامل در بالای صفحه دارید که ارزش سئویی بالایی دارد و پایین آن لیست محصولات قرار گرفته است. وقتی کاربر به انتهای لیست میرسد و روی «صفحه دوم» کلیک میکند، از نظر تجربه کاربری اصلاً منطقی نیست که دوباره آن متن طولانی را در بالای صفحه ببیند و مجبور شود برای دیدن محصولات جدید، کلی اسکرول کند. پس شما در طراحی سایت، آن متن را از بالای صفحه دوم حذف میکنید (یا فیلترهای خاصی اعمال میکنید). در این حالت، صفحه اول محتوای متنی بسیار جامعتری نسبت به صفحه دوم دارد. پس کاملاً منطقی است که صفحه اول، به عنوان معیار و صفحه اصلی به گوگل معرفی شود، زیرا شما دوست دارید گوگل سایت شما را با آن محتوای غنی و کامل ببیند و بسنجد.
درک رفتار موتورهای جستجو در برخورد با تگهای کنونیکال، مرز بین یک ساختار آشفته و یک معماری سایت بینقص را مشخص میکند. با تسلط بر این مفاهیم و پرهیز از دادن آدرسهای غلط به رباتها، میتوانید ترافیک سایت را به سمت ارزشمندترین صفحات خود هدایت کنید.