شناسایی رقبا با بررسی نتایج گوگل و آنالیز دستی
یکی از اولین کارهایی که هر کارشناس سئو در شروع یک پروژه جدید انجام میدهد، باز کردن مرورگر و جستجوی کلمات کلیدی اصلی کسبوکار است. کلماتی مثل «گیاهان آپارتمانی»، «خرید گل» یا عبارات مشابه. اما دقیقاً بعد از فشردن دکمه اینتر، باید به دنبال چه چیزی باشیم؟
ما در دنیای سئو با دهها ابزار تحلیلی رنگارنگ احاطه شدهایم. ابزارهایی که میتوانند در کسری از ثانیه، لیست بلندبالایی از دهها سایت رقیب را در قالب یک فایل اکسل مرتب به ما تحویل دهند. اما واقعیت این است که خروجی این ابزارها تنها یک نقطه شروع است. هیچ ابزاری نمیتواند جایگزین چشمان شما، درک انسانی و جستجوی دستی (Manual) در نتایج گوگل شود.
اگر قرار است دهها ساعت برای تدوین یک استراتژی سئو زمان بگذارید، بخش قابل توجهی از آن باید صرف گشتوگذار در نتایج جستجو و سایت رقبا شود تا ببینید در دنیای واقعی چه خبر است.
فراتر از لیست ابزارها؛ کشف ادبیات کسبوکار
وقتی نتایج جستجو را بررسی میکنید، فقط به دنبال پیدا کردن نام سایتها نباشید. پیشنهادهای گوگل (Suggests)، تگهای عنوان، توضیحات متا و تصاویری که در صفحه نتایج میبینید، داستانهای زیادی برای گفتن دارند.
مهمتر از همه، ورود به سایت رقباست. وقتی وارد سایتهای برتر در حوزهای مثل گل و گیاه میشویم، مشاهده میکنیم که هر کدام رویکرد متفاوتی در ارائه محصول دارند. برخی سایتها صرفاً یک لیست طولانی بر اساس حروف الفبا چیدهاند، اما سایتهای هوشمندتر، محصولات را بر اساس نیاز واقعی کاربر دستهبندی کردهاند؛ دستهبندیهایی مانند:
- گیاهان سایهدوست
- تصفیهکننده هوا
- مناسب محل کار و شرکت
- گیاهان مقاوم و رطوبتدوست
همین دستهبندیها، در واقع ادبیات مخاطب و کلمات کلیدی پنهان را به ما نشان میدهند. ابزارها ممکن است کلمه «گیاه مقاوم» را به شما پیشنهاد ندهند، اما وقتی میبینید رقیبی روی آن دست گذاشته است، یعنی تیم فروش آنها از طریق تماسهای تلفنی یا بازخورد مشتریان متوجه شدهاند که مردم دقیقاً دنبال چنین چیزی هستند.
پیدا کردن مزیت رقابتی در دل نقاط ضعف رقبا
یکی از جذابترین دستاوردهای بررسی دستی سایتها، پیدا کردن نقاط ضعف آنهاست. این ضعفها دقیقاً همان جایی هستند که شما میتوانید برای پروژه خود مزیت رقابتی (تمایز) خلق کنید.
فرض کنید کاربری به دنبال یک گیاه آپارتمانی است که هم «مناسب محل کار» باشد و هم «مقاوم به نور کم». وقتی این کاربر وارد سایت رقیب میشود، هیچ فیلتر مناسبی برای انتخاب همزمان این ویژگیها پیدا نمیکند! کاربر مجبور است صفحات متعددی را بگردد تا در نهایت خسته شده و سایت را ترک کند.
در این بررسیهای میدانی با الگوهای جالبی مواجه میشوید:
- نبود فیلترهای هوشمند: سایتهایی که هزاران محصول دارند اما کاربر نمیتواند بر اساس نیاز دقیقش آنها را تفکیک کند.
- هدایت اشتباه کاربر: کاربری که با قصد خرید جستجو کرده، به جای هدایت شدن به صفحه دستهبندی محصولات، سر از یک مقاله طولانی وبلاگ درمیآورد.
- کپیبرداری کورکورانه: سایتهایی که بدون درک دلیل موفقیت یک سایت دیگر، صرفاً ظاهر یا دستهبندیهای آن را کپی کردهاند.
سایتی که بتواند فیلترهای کارآمد (مثل انتخاب بر اساس نور، میزان آبیاری و محل نگهداری) قرار دهد و اطلاعات کاملی در همان نگاه اول به کاربر بدهد، قطعا نرخ تبدیل (Conversion Rate) بسیار بالاتری خواهد داشت. اگر از ۱۰۰ ورودی سایتِ رقیب تنها ۳ نفر خرید کنند، در یک سایت بهینهسازی شده با تجربه کاربری عالی، این عدد میتواند به راحتی دو برابر شود.
درک نیت کاربر (Search Intent) از روی رفتار گوگل
نکته بسیار مهم دیگری که در این گشتوگذارها متوجه میشویم، تمایل و سلیقه گوگل برای یک کلمه خاص است.
وقتی عبارتی را جستجو میکنید و میبینید که ۴ یا ۵ نتیجه اول گوگل همگی صفحات «لیست محصول» یا فروشگاهی هستند، پیام واضحی دریافت میکنید: کاربر در این کلمه قصد خرید یا حداقل مقایسه تنوع محصولات را دارد. در چنین شرایطی، تلاش برای بالا آوردن یک مقاله آموزشی در وبلاگ برای آن کلمه کلیدی، مسیر منطقی و درستی نیست، چرا که با قصد و نیت کاربر همخوانی ندارد.
مسیر رسیدن به صفحه اول، روشنتر از همیشه
رقابت در نتایج جستجو همیشه بر سر ساخت بکلینکهای انبوه یا نوشتن مقالات بسیار طولانی نیست. خیلی اوقات، برنده سایتی است که نیاز کاربر را بهتر درک کرده و مسیر رسیدن به محصول را برای او سادهتر کند.
شناسایی دقیق رقبا بدون اتکای صرف به ابزارها، پیدا کردن کلمات کلیدی از دل دستهبندیهای واقعی و کشف نقاط ضعف در ساختار سایتهای فعلی، پازلهایی هستند که با نگاهی دقیق و تحلیل دستی تکمیل میشوند. وقتی بدانید در بازار چه میگذرد و رقبا چه نیازهایی را نادیده گرفتهاند، رسیدن به صفحه اول گوگل دیگر یک اتفاق عجیب و دستنیافتنی نخواهد بود، بلکه نتیجه طبیعی یک استراتژی هوشمندانه است.