صفحات مختلف فروشگاه اینترنتی
مدیریت سئوی یک فروشگاه اینترنتی بزرگ به شما سپرده شده است. کلمات کلیدی مختلفی دست شماست و باید تصمیم بگیرید هر کلمه را روی چه صفحهای تارگت کنید. آیا برای «خرید کفش ورزشی» باید یک دستهبندی ساده بسازید یا یک لندینگ پیج؟ آیا لازم است برای تکتک محصولات مشابه، متنهای طولانی بنویسید یا یک جدول مشخصات کافی است؟ وقتی کاربر وارد سایت میشود، آیا با ۲۰ صفحه صفحهبندی بیهدف مواجه میشود یا مسیر انتخاب برایش شفاف است؟
پاسخ تمام این سوالات به درک درست از معماری صفحات فروشگاهی و تعادل میان دو مفهوم کلیدی برمیگردد: ایجاد دسترسی (Navigation) و هدایت به خرید (Conversion).
در صفحات فروشگاهی، یک طیف مشخص وجود دارد. در یک سمت این طیف، صفحاتی قرار دارند که تمرکز اصلی آنها روی ایجاد دسترسی و راهنمایی کاربر در میان تنوع بالای کالاهاست. در سمت دیگر طیف، صفحاتی هستند که هدفشان مستقیم روی فروش و نهایی کردن خرید قرار دارد. هرچقدر از لندینگها به سمت صفحه تکمحصول حرکت میکنیم، نقش دسترسی کمرنگتر و نقش خرید پررنگتر میشود.
سیگنالهای پنهان در تعداد محصولات و دستهبندیها
برای اینکه بدانید کدام مدل صفحه مناسب هدف شماست، نیازی به حدس زدن نیست. خود دادههای فروشگاه و تنوع محصولات، بهترین راهنما هستند. بر اساس تعداد و تنوع کالاها، میتوان ساختار صفحات را به چهار سطح اصلی تقسیم کرد:
- کمتر از ۶ محصول: اگر در یک حوزه یا زیردسته مشخص، کمتر از ۶ محصول دارید، ساختن صفحه آرشیو یا دستهبندی جداگانه منطقی نیست. در این موقعیت، مستقیم روی خود صفحات محصول هدفگذاری کنید و کلمه کلیدی اصلی را به برگه محصول اختصاص دهید.
- بین ۶ تا ۵۰ محصول: این محدوده، منطقه طلایی برای ایجاد صفحه لیست محصول (آرشیو) است. جایی که کاربر با چند ویژگی مشترک روبهرو است و میخواهد گزینهها را ببیند و مقایسه کند.
- بین ۵۰ تا ۲۰۰ محصول: حضور این تعداد محصول در یک بخش، سیگنالی است که نشان میدهد باید یک قدم بالاتر بروید و یک دسته مادر (Parent Category) ایجاد کنید تا محصولات در گروههای کوچکتر تقسیم شوند.
- بیشتر از ۲۰۰ محصول یا بیش از ۳ دستهبندی مجزا: زمانی که حجم محصولات از ۲۰۰ عبور میکند یا بیش از ۳ دسته اصلی (مثلاً کفش، پوشاک، لوازم کوهنوردی) دارید، صفحه باید تبدیل به یک لندینگ یا کاتالوگ شود؛ زیرا پیدا کردن یک محصول از میان ۲۰۰ آیتم در صفحات آرشیو عادی برای کاربر فرسایشی خواهد بود.
سفر کاربر از لندینگ تا برگه محصول
برای درک بهتر رفتار کاربر و معماری این صفحات، یک فروشگاه تجهیزات ورزشی را تصور کنید و با هم مسیر ورود کاربر را مرور کنیم.
۱. لندینگ یا کاتالوگ (Landing / Catalog): وقتی کاربر «تجهیزات ورزشی» را جستجو میکند، هنوز دقیقاً نمیداند چه میخواهد. صفحه اصلی یا لندینگ اصلی فروشگاه در اینجا نقش ویترین اصلی یک پاساژ بزرگ را دارد. در این صفحه، قرار دادن فیلتر قیمت یا فیلترهای جزیی کاربردی ندارد؛ چون نمیتوان فیلتر کفش دویدن و دوچرخه کوهستان را در یک جا جمع کرد. در لندینگها، هدف اصلی ایجاد دسترسی سریع به دستههای اصلی، برندهای مطرح، بنرهای تبلیغاتی و پیشنهادهای ویژه است. نیازی به نوشتن متنهای ۲۰۰۰ کلمهای در انتهای این صفحات نیست، مگر اینکه راهنمای کلی خرید برای کاربر ضروری باشد.
۲. دسته مادر (Parent Category): کاربر از لندینگ وارد بخش «کفش نایک» میشود. حالا با یک دسته مادر روبهرو هستیم. تنوع در اینجا کمی محدودتر شده است (مثلاً کفش پیادهروی، دویدن، بسکتبال). در دسته مادر میتوان از هر زیردسته، چند محصول منتخب را نشان داد تا کاربر حالوهوای آن بخش را ببیند. اگر محتوای متنی هم نیاز باشد، یک راهنمای خرید کوتاه و کاربردی (در حد ۳۰۰ تا ۵۰۰ کلمه) کفایت میکند.
۳. لیست محصول یا آرشیو (Product List): حالا کاربر روی «کفش دویدن نایک» کلیک کرده و وارد لیست محصول شده است. این صفحه نقطهای حیاتی برای تصمیمگیری است. برخلاف لندینگ، اینجا فیلترها و بازههای قیمتی بسیار کارآمد هستند. کاربر میخواهد سایز، رنگ و قیمت را فیلتر کند تا از میان گزینههای موجود، انتخاب نهایی خود را انجام دهد. محتوای این صفحه میتواند شامل چیستی، چرایی و راهنمای خرید باشد تا به انتخاب کاربر کمک کند.
۴. صفحه محصول (Product Page): در نهایت، کاربر روی یک مدل خاص کلیک میکند. اینجا نقطه تمرکز ۱۰۰ درصدی روی خرید است. عکسهای باکیفیت و اختصاصی، جدول مشخصات فنی، قیمت، دکمه افزودن به سبد خرید و گزینههای انتخاب (مثل سایز و رنگ) عناصر اصلی هستند. در صفحه محصول، عناصر مربوط به دسترسی (مثل محصولات مرتبط) هرگز نباید بالای بخش قیمت یا دکمه خرید قرار بگیرند، مگر اینکه محصول ناموجود شده باشد. هدف اصلی این صفحه، نهایی کردن سفارش است، نه فرستادن کاربر به صفحات دیگر.
استراتژی محتوا و لینکسازی هوشمندانه
یکی از اشتباهات رایج در سئوی فروشگاهی، تولید متنهای طولانی و تکراری برای صفحات محصول مشابه است. اگر چند مدل از یک کالا دارید که فقط در یک مشخصه جزیی (مثل میزان حافظه) با هم تفاوت دارند، نوشتن متنهای طولانی اختصاصی برای تکتک آنها نه تنها ارزشآفرین نیست، بلکه باعث کپی شدن محتوا میشود. در این حالت، یک جدول مشخصات شفاف در صفحه محصول کافی است و محتوای متنی اصلی باید روی صفحه لیست یا دستهبندی تولید شود.
علاوه بر این، صفحات محصول منبع بسیار ارزشمندی برای لینکسازی داخلی معکوس هستند. هر صفحه محصول باید به صورت طبیعی به لیست محصول، دسته مادر و برچسب برند مربوط به خود لینک دهد تا اعتباری که در صفحات پایینتر ایجاد میشود، به صفحات بالاترِ ساختار منتقل گردد.
شناخت درست این چهار ساختار و بهکارگیری بهموقع آنها، تفاوت میان یک سایت شلوغ و سردرگمکننده با یک فروشگاه استانداردی است که هم موتورهای جستجو آن را میفهمند و هم کاربران از خرید در آن لذت میبرند. تصمیمگیری درباره ساختار صفحات، ترکیب هنر استراتژی سئو و درک درست از نیاز مخاطب در لحظه ورود به سایت است.