یک گزارش کامل از ابزارهای بررسی سایت گرفته‌اید و حالا با یک لیست بلندبالا از خطاهای تکنیکال روبه‌رو هستید؛ تگ‌های هدینگ نامرتب، تصاویر سنگین، لینک‌های شکسته و خطاهای ساختاری. دیدن صدها یا شاید هزاران ارور در یک فایل اکسل، می‌تواند هر کارشناس سئو را در نقطه شروع متوقف کند. سوال اصلی این نیست که چگونه این خطاها را برطرف کنیم، بلکه این است: از کجا باید شروع کنیم؟

بسیاری از افراد در این نقطه، به صورت تصادفی از بالای لیست شروع به رفع خطاها می‌کنند. اما در یک پروژه واقعی، زمان و منابع ما محدود است. ما نمی‌توانیم روزها وقت بگذاریم تا خطاهایی را برطرف کنیم که هیچ تأثیر ملموسی روی رشد سایت ندارند. برای خروج از این سردرگمی، به یک سیستم اولویت‌بندی هوشمندانه نیاز داریم.

جادوی بخش‌های تکرارپذیر؛ با یک تیر هزار نشان بزنید

اولین قدم برای ایجاد یک تغییر بزرگ با کمترین زمان ممکن، پیدا کردن بخش‌های «تکرارپذیر» سایت است. به جای اینکه صفحات را یکی‌یکی بررسی کنید، به دنبال المان‌هایی بگردید که در تمام صفحات یا بخش عمده‌ای از آن‌ها تکرار شده‌اند.

وقتی شما ساختار هدر (Header) یا فوتر (Footer) سایت را بهینه‌سازی می‌کنید، در واقع یک صفحه را اصلاح نکرده‌اید؛ بلکه با یک تغییر، هزاران صفحه از سایت شما به صورت همزمان بهبود پیدا می‌کنند.

علاوه بر هدر و فوتر، یکی از جذاب‌ترین بخش‌های تکرارپذیر، کارت‌های محصول یا کارت‌های مقالات هستند. منظور از کارت محصول، همان باکسی است که شامل عکس، نام، قیمت و دکمه خرید می‌شود و در صفحات دسته‌بندی، صفحه اصلی و بخش محصولات مرتبط نمایش داده می‌شود. رفع یک ارور تکنیکال در ساختار این کارت‌ها، به تنهایی می‌تواند حجم عظیمی از مشکلات گزارش شده را برطرف کند.

روی معدن طلا تمرکز کنید، نه زمین‌های بایر

اشتباه رایج دیگری که در بهینه‌سازی تکنیکال رخ می‌دهد، تمرکز روی صفحاتی است که ارزشی برای کسب‌وکار خلق نمی‌کنند. بسیاری از افراد تمام تلاش خود را می‌کنند تا سرعت صفحه اصلی (Home Page) را به عدد ۱۰۰ برسانند، در حالی که شاید این صفحه اصلاً برای کلمات کلیدی مهم رتبه نداشته باشد.

اگر روی یک فروشگاه اینترنتی کار می‌کنید، صفحات محصول شما مهم‌ترین دارایی‌تان هستند. کاربر نهایی آنجاست و تصمیم به خرید در آن صفحات گرفته می‌شود. ارتقای عملکرد صفحه‌ای که روزانه هزاران بازدیدکننده دارد، بسیار منطقی‌تر از صرف زمان برای رفع ارورهای صفحه «درباره ما» است.

ماتریس تصمیم‌گیری؛ قطب‌نمای کارشناس سئو

حالا که می‌دانیم باید سراغ کدام بخش‌ها و کدام صفحات برویم، باز هم با لیستی از کارهای مختلف (از تغییر سایز عکس تا اصلاح تگ‌های HTML) مواجهیم. برای اینکه بدانیم دقیقاً باید دست روی کدام کار بگذاریم، از یک چارچوب ذهنی قدرتمند بر اساس دو فاکتور استفاده می‌کنیم: تلاش (Effort) در برابر تأثیر (Impact).

هر تسک سئو را می‌توانیم بر اساس اینکه چقدر از ما انرژی و زمان می‌گیرد و در مقابل چقدر روی رشد سایت اثر می‌گذارد، در یکی از چهار دسته زیر قرار دهیم:

  • پیروزی‌های سریع (تلاش کم، تأثیر زیاد): این‌ها کارهایی هستند که در کمتر از چند ساعت یا حتی چند دقیقه انجام می‌شوند، اما نتیجه فوق‌العاده‌ای دارند. مثلاً فعال کردن قابلیت Lazy Load در یک سایت وردپرسی (که معمولاً با نصب یک افزونه در چند دقیقه انجام می‌شود) یا کاهش حجم یک تصویر ۳ مگابایتی در صفحه اصلی. این دسته، نقطه شروع قطعی شماست.
  • پروژه‌های کلیدی (تلاش زیاد، تأثیر زیاد): کارهایی که حیاتی هستند اما نیاز به زمان، برنامه‌ریزی یا کمک گرفتن از تیم فنی دارند. مثلاً اصلاح ساختار کدهای یک سیستم مدیریت محتوای اختصاصی. این کارها باید در برنامه‌ریزی میان‌مدت شما قرار بگیرند.
  • کارهای بین‌راهی (تلاش کم، تأثیر کم): تغییر یک تگ جزئی در صفحه‌ای که اهمیت بالایی ندارد. این کارها زمان زیادی نمی‌برند اما تغییر شگرفی هم ایجاد نمی‌کنند. بهترین زمان برای انجام این تسک‌ها، زمان‌های مرده است؛ مثلاً آن ۱۰ دقیقه‌ای که منتظر دریافت پاسخ از تیم فنی هستید.
  • تله‌های زمانی (تلاش زیاد، تأثیر کم): این‌ها خطرناک‌ترین کارهای لیست شما هستند. مثلاً صرف یک هفته زمان برای تغییر کامل تگ‌های HTML یک صفحه خاص، در حالی که می‌دانید تأثیر چندانی در رتبه شما نخواهد داشت. به هیچ وجه نباید این کارها را در اولویت قرار دهید.

شرایط شما، جایگاه تسک‌ها را تغییر می‌دهد

نکته بسیار مهم این است که جایگاه هر کار در این ماتریس، برای هر سایت و هر شرایطی متفاوت است. شما نمی‌توانید یک نسخه ثابت برای همه بپیچید.

مثلاً اضافه کردن تگ‌های کانونیکال (Canonical) در وردپرس با چند کلیک و افزونه‌های سئو قابل انجام است (تلاش کم). اما همین کار در یک سایت با کدنویسی اختصاصی، ممکن است نیازمند هفته‌ها پیگیری از تیم برنامه‌نویسی باشد (تلاش زیاد). به عنوان یک کارشناس سئو، باید زیرساخت و امکانات تیم خود را بشناسید و بر اساس آن میزان «تلاش» را تخمین بزنید.

با هیولاهای «تلاش زیاد – تأثیر کم» چه کنیم؟

گاهی اوقات با یک تسک بزرگ مواجه می‌شوید که در نگاه اول زمان بسیار زیادی می‌طلبد اما نتیجه آن اصلاً متناسب با زمان صرف شده نیست. اگر این وظیفه سنگین را مستقیماً به تیم برنامه‌نویسی بسپارید، احتمالاً در انتهای لیست کارهای آن‌ها خاک خواهد خورد.

راهکار حرفه‌ای در اینجا، شکستن کار بزرگ به تکه‌های کوچک‌تر است. به جای اینکه درخواست «طراحی مجدد و اصلاح کدهای کل صفحه محصول» را ثبت کنید، آن را به بخش‌های کوچک تقسیم کنید: ۱. فقط تگ‌های بخش مقالات مرتبط را اصلاح کنید. ۲. ویژگی لیزی‌لود را فقط برای تصاویر شاخص فعال کنید.

با این کار، یک غول بی‌شاخ‌ودم را به چند تسک کوچک تبدیل کرده‌اید که برخی از آن‌ها ممکن است در دسته «پیروزی‌های سریع» قرار بگیرند و بلافاصله اجرا شوند.

تحلیل تکنیکال سایت نباید به یک گزارش ترسناک و غیرقابل اجرا ختم شود. با شناسایی مشکلات اصلی، درک دلیل بروز آن‌ها، مشخص کردن مسئول رفع خطا و در نهایت استفاده از ماتریس «تلاش/تأثیر»، می‌توانید یک نقشه راه شفاف و عملیاتی برای خود و تیم فنی ترسیم کنید. این همان تفاوتی است که باعث می‌شود زمان و انرژی شما دقیقاً در نقطه‌ای صرف شود که بیشترین بازدهی را برای پروژه به همراه دارد.