مفاهیم other web vitals
محتوای عالی، بکلینکهای قدرتمند و تحقیق کلمات کلیدی دقیق؛ همه چیز را مو به مو اجرا کردهاید، اما صفحه شما همچنان در رتبههای پایین نتایج جستجو متوقف شده است. مشکل کجاست؟ گاهی اوقات پاسخ در محتوای شما نیست، بلکه در حسی است که کاربر از حضور در سایت شما دریافت میکند.
گوگل از سال ۲۰۲۱ رسماً اعلام کرد که علاوه بر کیفیت محتوا، «تجربه صفحه» (Page Experience) نیز یکی از فاکتورهای تعیینکننده در رتبهبندی نتایج است. به زبان ساده، گوگل میخواهد بداند کاربری که وارد سایت شما میشود، چقدر راحت، سریع و بدون دردسر به هدفش میرسد.
این فاکتور مهم، خودش به دو شاخه اصلی تقسیم میشود:
- کور وب وایتالز (Core Web Vitals): معیارهایی که با سرعت لود، ثبات بصری و زمان واکنشگرایی صفحه سروکار دارند و به صورت امتیازی محاسبه میشوند.
- سایر شاخصها (Other Web Vitals): معیارهایی که بیشتر حالت صفر و یک (چکلیستی) دارند؛ یعنی یا آنها را رعایت کردهاید یا خیر.
در ادامه قرار است ذرهبین را روی بخش دوم، یعنی سایر شاخصهای تجربه کاربری (Other Web Vitals) بگذاریم و ببینیم گوگل دقیقاً چه انتظاری از امنیت و نحوه نمایش سایت ما دارد.
امنیت سایت؛ خط قرمزی به نام HTTPS
احتمالاً میدانید که داشتن گواهی SSL (همان قفل سبز رنگ یا پروتکل HTTPS کنار آدرس سایت) اطلاعات بین کاربر و سرور را رمزنگاری میکند تا دسترسی هکرها به اطلاعات حساس غیرممکن شود. اما یک اشتباه رایج وجود دارد؛ بسیاری فکر میکنند این پروتکل فقط برای فروشگاههای اینترنتی یا درگاههای پرداخت الزامی است.
واقعیت این است که امروزه داشتن SSL برای هر سایتی، حتی یک وبلاگ ساده، از نظر گوگل یک الزام است. نداشتن این گواهی به معنای از دست دادن بخش مهمی از اعتبار شما نزد موتورهای جستجوست.
آیا نوع گواهی SSL در سئو تاثیر دارد؟ خبر خوب این است که از نگاه یک کارشناس سئو، هیچ تفاوتی بین یک SSL رایگان (که روی بسیاری از هاستها ارائه میشود) و یک گواهی پولی گرانقیمت وجود ندارد. هدف گوگل فقط برقراری این بستر امن است.
مراقب تله «میکس کانتنت» (Mixed Content) باشید! گاهی اوقات شما گواهی SSL را فعال میکنید، آدرس سایت هم با HTTPS باز میشود، اما گوگل همچنان سایت شما را ناامن میداند. چرا؟ چون در لابهلای کدهای صفحه، هنوز تصاویر، فونتها یا فایلهایی وجود دارند که با آدرس قدیمی (HTTP) فراخوانی میشوند. به این حالت تداخل محتوا یا Mixed Content میگویند. برای حل این مشکل باید مطمئن شوید که تمام منابع سایت شما از مسیر امن لود میشوند.
فراتر از ریسپانسیو بودن؛ سایت شما چقدر «موبایل فرندلی» است؟
با روی کار آمدن الگوریتم Mobile-First Indexing، گوگل رسماً اعلام کرد که معیار اصلی او برای بررسی و رتبهبندی سایت شما، نسخه موبایل آن است. در واقع، ممکن است گوگل هرگز به نسخه دسکتاپ سایت شما نگاه هم نکند!
اما یک نکته ظریف وجود دارد: ریسپانسیو بودن (Responsive) لزوماً به معنای موبایل فرندلی بودن (Mobile-Friendly) نیست. ریسپانسیو بودن به ساختار کدها برمیگردد، اما موبایل فرندلی بودن یعنی کاربر در موبایل چقدر راحت با سایت شما کار میکند.
گوگل برای سنجش این راحتی، روی چند خطای رایج حساسیت بالایی دارد:
- متنهای غیرقابل خواندن (Text too small to read): اگر کاربر برای خواندن مقالات شما مجبور شود روی صفحه زوم کند، تجربه کاربری مختل شده است. اندازه فونتها در موبایل باید کاملاً خوانا تنظیم شوند (معمولاً بالای ۱۲ پیکسل بسته به نوع فونت).
- بیرونزدگی محتوا (Content wider than screen): حتماً صفحاتی را دیدهاید که در موبایل به سمت چپ و راست اسکرول میخورند و کادربندی صفحه به هم ریخته است. این مشکل معمولاً به خاطر تصاویری با عرض ثابت یا جداول عریض رخ میدهد.
- المانهای بسیار نزدیک به هم (Clickable elements too close together): اگر دکمه «خرید» و دکمه «انصراف» آنقدر به هم نزدیک باشند که کاربر با انگشت خود اشتباهاً روی دکمه غلط کلیک کند، گوگل این را یک امتیاز منفی برای تجربه کاربری در نظر میگیرد. ابعاد المانهای قابل کلیک ترجیحاً باید حداقل ۴۸ در ۴۸ پیکسل باشد.
روشهای پیادهسازی نسخه موبایل
برای اینکه سایت در موبایل درست نمایش داده شود، سه رویکرد کلی وجود دارد:
- طراحی ریسپانسیو (Responsive Web Design): آدرس سایت و کدهای HTML در دسکتاپ و موبایل یکی است، فقط ظاهر سایت با کدهای CSS تغییر میکند. این بهترین، ارزانترین و محبوبترین روش پیشنهادی گوگله.
- سرویسدهی پویا (Dynamic Serving): آدرس سایت یکی است، اما سرور تشخیص میدهد کاربر با موبایل آمده یا دسکتاپ و کدهای کاملاً متفاوتی برای او ارسال میکند. (مناسب برای سایتهای پیچیده که امکانات موبایل و دسکتاپ متفاوتی دارند).
- آدرسهای مجزا (Separate URLs): ساخت یک سابدامین اختصاصی برای موبایل (مثل m.yoursite.com). این روش به دلیل دردسرهای مدیریت دو آدرس مجزا و هدر رفتن بودجه خزش (Crawl Budget) دیگر به هیچ وجه توصیه نمیشود.
پاپآپهای مزاحم (Intrusive Interstitials)؛ روی اعصاب کاربر راه نروید!
تصور کنید وارد سایتی میشوید تا یک مقاله آموزشی بخوانید، اما هنوز ثانیهای نگذشته، یک فرم عضویت کل صفحه را میپوشاند و دکمه بستن (X) آن هم به سختی پیدا میشود. این دقیقاً همان چیزی است که گوگل به آن محتوای مزاحم میگوید.
استفاده از پاپآپهایی که دسترسی کاربر به محتوای اصلی را مسدود میکنند، میتواند مستقیماً روی افت جایگاه شما تاثیر بگذارد. اما این بدان معنا نیست که استفاده از هرگونه پاپآپی ممنوع است.
چه پاپآپهایی از نظر گوگل مجاز هستند؟
- اعلانهای مربوط به پذیرش کوکیها (Cookie Consent) که یک الزام قانونی در بسیاری از کشورهاست.
- فرمهای تایید سن (Age Verification) برای سایتهایی با محتوای خاص.
- بنرهای تبلیغاتی کوچک که درصد کمی از صفحه (مثلا ۲۰ درصد) را اشغال میکنند و جلوی مطالعه محتوای اصلی را نمیگیرند.
رسالت یک کارشناس سئو در تجربه کاربری چیست؟
به عنوان یک کارشناس سئو، قرار نیست شما شخصاً کدهای سایت را دستکاری کنید یا دستی بر آتش برنامهنویسی و طراحی رابط کاربری (UI) داشته باشید.
هنر و مهارت شما در این است که با استفاده از ابزارهایی مانند سرچ کنسول (Search Console) و موبایل فرندلی تست (Mobile-Friendly Test)، این خطاها را به درستی تشخیص دهید، دلیل بروز آنها را تحلیل کنید و در قالب یک گزارش دقیق، راهکارهای اصلاحی را از تیم فنی و برنامهنویسی سازمان خود مطالبه کنید. درک عمیق این مفاهیم به شما کمک میکند تا زبانی مشترک با تیم توسعهدهنده داشته باشید و مسیر رسیدن به رتبههای برتر را هموارتر کنید.