طراحی اکشن پلن؛ برنامه ریزی و اولویت بندی اقدامات راه اندازی سایت
بالاخره دسترسیهای ادمین یک سایت جدید برای شما ارسال شده است. تاریخ راهاندازی (Launch) مشخص است و تیم منتظر است تا کار را شروع کند. احتمالاً اولین وسوسهای که به سراغتان میآید این است که سریعاً آستینها را بالا بزنید، چند افزونه نصب کنید، دسته بندیها را بسازید و به تیم محتوا بگویید: «خب، شروع کنید به وارد کردن محصولات!»
اما زود شروع کردن، لزوماً به معنای سریعتر رسیدن به نتیجه نیست. در واقع، ورود زودهنگام به فاز اجرا بدون داشتن یک «برنامه عملیاتی» یا اکشنپلن (Action Plan) دقیق، میتواند پروژه را به یک کلاف سردرگم تبدیل کند.
در مسیر راهاندازی سایت، تفاوت یک کارشناس سئو که مدام با تیمهای دیگر درگیر تعارض میشود و کسی که پروژه را روان و بیدردسر پیش میبرد، در یک مهارت مهم خلاصه میشود: توانایی خرد کردن کارها و اولویتبندی آنها.
تلهای به نام «تسکهای کلی»
یکی از بزرگترین اشتباهات در مدیریت پروژههای سئو، تعریف تسکهای بسیار بزرگ و مبهم است. بیایید یک مثال واقعی را بررسی کنیم. فرض کنید در اکشنپلن خود نوشتهاید: «درج محصولات».
اگر این عنوان را به تیم محتوا بدهید، چه اتفاقی میافتد؟ آنها ممکن است ۳۰۰ محصول را وارد سایت کنند، اما در نهایت متوجه میشوید سایز عکسها اشتباه است، تگهای Alt نوشته نشده و ساختار ویژگیها به هم ریخته است. حالا باید برگردید و تمام آن ۳۰۰ محصول را دوباره اصلاح کنید! چرا؟ چون «درج محصول» یک تسک نیست، بلکه یک پروژه کوچک است که باید به اجزای قابل اجرا شکسته شود.
برای اینکه این کار بدون نقص انجام شود، مسیر درست چنین چیزی است:
- تدوین بریف دقیق: ابتدا باید یک سند راهنما بنویسید که مشخص کند ابعاد تصاویر دقیقاً چند پیکسل باشد، ساختار Title و Description چگونه نوشته شود و انکرتکستها بر چه اساسی انتخاب شوند.
- ساخت محصول پیشنویس (الگو): به جای اینکه از تیم بخواهید هر بار همهچیز را از صفر تنظیم کنند، یک محصول را به عنوان نمونه (با تمام ویژگیها و دستهبندیهای درست) در سایت بسازید و پیشنویس کنید. تیم میتواند با یک پلاگین ساده (Duplicate) از روی آن کپی بگیرد و فقط اطلاعات متغیر را تغییر دهد.
- ورود آزمایشی و کنترل کیفیت (QC): به جای ۳۰۰ محصول، از تیم بخواهید فقط ۲ محصول را وارد کنند. سپس آنها را بررسی کنید، فیدبک بدهید و اگر همهچیز درست بود، چراغ سبز را برای درج ۱۰ محصول بعدی و رسیدن به نقطه راهاندازی سایت نشان دهید.
با همین شکستن ساده، شما جلوی ساعتها دوبارهکاری و کلافگی تیم را گرفتهاید.
منابع سرگردان و مدیریت اطلاعات
یکی دیگر از چالشهای رایج، گم شدن اطلاعات در لابهلای پیامرسانهاست. فرض کنید بریف محتوا را در تلگرام برای یکی از اعضای تیم فرستادهاید. چند ماه بعد، آن شخص از تیم جدا میشود و نیروی جدیدی اضافه میشود. حالا باید ساعتها در چتها بگردید تا آن فایل را پیدا کنید.
یک اکشنپلن حرفهای باید کاملاً خودکفا باشد. اگر تسکی به نام «نگارش مقالات» دارید، لینک فایل بریف (مثلاً در گوگل داکس) باید دقیقاً در مقابل همان تسک پیوست شده باشد. حتی اگر میخواهید کلمات کلیدی را به محتوانویس ارجاع دهید، به جای فرستادن یک فایل اکسل شلوغ، دقیقاً لینک همان سلول (Cell) در گوگل شیت را به او بدهید تا با یک کلیک به کلمه مورد نظر برسد. وظیفه تیم محتوا گشتن در فایلهای شما نیست؛ وظیفه شماست که مسیر را برایشان هموار و شفاف کنید.
معماری وابستگیها؛ اول مرغ یا تخممرغ؟
در راهاندازی سایت، ترتیب انجام کارها به اندازه خود کارها اهمیت دارد. شما نمیتوانید تسکها را به صورت تصادفی انجام دهید.
مثلاً فرض کنید میخواهید منوی اصلی (Header) یا صفحه اصلی (Home Page) را طراحی و تکمیل کنید. آیا میتوانید این کار را در روز اول انجام دهید؟ قطعاً خیر! شما زمانی میتوانید منو را بسازید که صفحات «تماس با ما»، «درباره ما» و «دستهبندیهای اصلی» از قبل ساخته شده باشند تا بتوانید به آنها لینک بدهید. شما زمانی میتوانید چیدمان صفحه اصلی را کامل کنید که حداقل چند محصول و مقاله در سایت وجود داشته باشد تا در اسلایدرها و سکشنها نمایش داده شوند.
درک این وابستگیها به شما کمک میکند تا ددلاینها (مهلتهای زمانی) را به درستی و از عقب به جلو بچینید. اگر تاریخ راهاندازی سایت ۷ دیماه است، محصولات باید تا ۱ دی آماده باشند، پس کنترل کیفیت باید در ۲۴ آذر انجام شود و به همین ترتیب تا امروز برنامهریزی میکنید.
فاجعه محتوای دمو (Demo)
یک نکته بسیار مهم که اغلب فراموش میشود، پاکسازی سایت قبل از راهاندازی است. گاهی پیش میآید که یک سایت پزشکی را بررسی میکنید و میبینید در بخش فروشگاه آن، قالب وردپرس به فروش میرسد! دلیل آن چیزی نیست جز محتوای دموی قالبی که نصب شده و بدون پاکسازی، سایت ایندکس شده است.
حذف صفحات اضافی و دموهای پیشفرض، یک مرحله حیاتی است که باید در همان مراحل اولیه اکشنپلن و قبل از ایندکس شدن سایت قرار بگیرد.
قانون طلایی ۲ ساعت
در زمان تدوین اکشنپلن، یک معیار خوب برای سنجش اینکه آیا تسکها را به اندازه کافی کوچک کردهاید یا نه، وجود دارد: قانون ۲ ساعت. (البته این زمان بسته به مدل کاری شما میتواند کمی متفاوت باشد).
اگر احساس میکنید انجام یک تسک در لیست شما بیش از ۲ تا ۳ ساعت زمان میبرد، به احتمال زیاد آن تسک هنوز یک «پروژه» است و باید به قدمهای کوچکتر تجزیه شود. تسکهای کوچکتر، قابل اندازهگیریتر هستند، پیگیری آنها راحتتر است و حس پیشرفت بهتری به شما و تیمتان میدهند.
صرفهجویی در زمان با برنامهریزی
شاید فکر کنید نوشتن یک فایل گوگل شیت دقیق، اختصاص دادن مسئول برای هر کار (سئو، محتوا، فنی)، تعیین ددلاینهای خرد و لینک کردن تکتک منابع به تسکها، زمان زیادی از شما میگیرد.
اما واقعیت این است که اگر امروز ۲ ساعت برای تدوین این برنامه و شفاف کردن مسیر زمان بگذارید، فردا از ۲۰ ساعت سردرگمی، آموزشهای تکراری به اعضای جدید، پیگیریهای بینتیجه و اصلاح اشتباهات جلوگیری کردهاید. راهاندازی یک سایت پروژهای پیچیده است، اما با داشتن یک نقشه راه شفاف، میتوانید این پیچیدگی را به یک مسیر لذتبخش و قابل پیشبینی تبدیل کنید.