مروری بر استراتژی و نقطه شروع برای پیاده سازی آن
فرض کنید استراتژی سئو را با دقت تمام چیدهاید، کلمات کلیدی استخراج شدهاند، هاست و دامنه خریداری شده و سایت روی یک آدرس موقت بالا آمده است. حالا شما هستید و یک سایت خام و یک لیست بلندبالا از کارهایی که باید انجام شود.
احتمالاً اولین سوالی که در این لحظه از خود میپرسید این است: «خب، از کجا باید شروع کنم؟»
بسیاری از متخصصین در این مرحله، سراغ ساختن صفحه اصلی (Home Page) میروند، برخی شروع به نوشتن مقالات وبلاگ میکنند و عدهای دیگر تمام تمرکزشان را روی وارد کردن تکتک محصولات میگذارند. اما داشتن یک چکلیست کلی مثل «ساخت دستهبندی، درج محصول، نوشتن مقاله» زمانی که جزئیات و اولویتبندی مشخصی نداشته باشد، فقط باعث سردرگمی و در نهایت شکست در اجرای استراتژی میشود.
وقتی با حجم زیادی از تسکها روبهرو هستیم، نیازی به کمالگرایی نیست؛ بلکه به یک اکشنپلان (Action Plan) دقیق و خرد شده نیاز داریم تا بدانیم اولین خشتی که باید در این ساختمان بگذاریم، دقیقاً کجاست.
سنگ بنای پروژه؛ پایهها را قبل از سقف بسازید
اگر بخواهید یک خانه بسازید، آیا قبل از ستون زدن، سقف را میسازید؟ قطعاً نه. در سئو هم همین قانون حاکم است.
بسیاری از افراد تمایل دارند کار را از صفحه اصلی شروع کنند. اما در صفحه اصلی قرار است به کجا لینک بدهیم؟ به دستهبندیها و محصولات شاخص. پس اگر صفحات دستهبندی (آرشیو) هنوز ساخته نشده باشند، ساخت صفحه اصلی مساوی است با دوبارهکاری در آینده.
سنگ بنای هر پروژه سئو، بهخصوص در سایتهای فروشگاهی، صفحات دستهبندی یا همان PLPها (Product Listing Pages) هستند. مثلاً در یک سایت فروش گل و گیاه، دستهبندیهایی مثل «گیاهان آپارتمانی»، «کاکتوسها» یا «گیاهان گلدار» پایههای اصلی سایت شما محسوب میشوند. اگر این صفحات ساخته نشوند، زمانی که میخواهید یک محصول مثل «زاموفیلیا» را در سایت وارد کنید، هیچ دستهبندی مشخصی برای اختصاص دادن به آن ندارید. یا زمانی که مقالهای درباره نگهداری گیاهان مینویسید، صفحه هدفی برای لینکسازی داخلی وجود ندارد.
بنابراین، شروع هوشمندانه یعنی ساختن همین پایههای اصلی؛ صفحاتی که شاید در روز اول تارگت کلمه کلیدی خیلی رقابتی هم نداشته باشند، اما ساختار سایت (Entity) و مسیرهای دسترسی کاربر و خزندههای گوگل را شکل میدهند.
نگاهی عملی به مفاهیم پیچیده محتوایی
برای اینکه صفحات متمایز و قدرتمندی بسازیم، در دنیای سئو ۴ مفهوم شناختهشده وجود دارد. اما قرار نیست درگیر اصطلاحات تئوری شویم؛ بیایید ببینیم در یک پروژه واقعی چطور باید از آنها استفاده کرد:
- محتوای بنیادین (Cornerstone): همان صفحات دستهبندی و پایهای سایت ما هستند که سنگ بنای ساختار را شکل میدهند.
- خوشهبندی محتوا (Pillar/Cluster): صفحات دستهبندی ما نقش پیلار (ستون) را بازی میکنند و محصولات یا مقالات مرتبط، کلاسترهای (خوشههای) متصل به آنها هستند. این دو سمت مدام در حال تبادل لینک و اعتبار با یکدیگرند.
- تکنیک آسمانخراش (Skyscraper): نوشتن مقالات بسیار طولانی همیشه هم جواب نمیدهد. در اجرای واقعی، ما آسمانخراش را با «تجربه کاربری بهتر» جایگزین میکنیم. گاهی یک جدول ساده که زمان آبیاری گیاه را نشان میدهد، برای کاربر (و البته گوگل) هزاران بار ارزشمندتر از یک پاراگراف طولانی و خستهکننده است. هنر یک کارشناس سئو این است که بداند کجا کلمات اضافه را هرس کند.
- محتوای ۱۰ برابری (10x Content): اینجا دقیقاً همان نقطهای است که بسیاری از پروژهها در آن قفل میشوند!
تله کمالگرایی در محتوای ۱۰ برابری
وقتی صحبت از تولید محتوایی میشود که ۱۰ برابر از رقبا بهتر باشد، خیلیها فکر میکنند صفحه آنها در همان روز اولِ لانچ، باید بینقصترین صفحه وب فارسی باشد. اما این یک خطای استراتژیک است.
شما نمیتوانید از همان ابتدا روی نقطه «۱۰ ایکس» بایستید. مسیر درست، یک مسیر تدریجی (Progressive) است: شما ابتدا باید بهاندازه کافی خوب (Good Enough) باشید.
بیایید این مسیر را با هم مرور کنیم:
- نسخه ۱ (1x): ساخت صفحه، نوشتن تگ تایتل و دسکریپشن، قرار دادن یک محتوای اولیه و فعال کردن فیلترهای محصول. (در همین حد برای لانچ کافی است!)
- نسخه ۲ (2x): اضافه کردن یک عکس باکیفیت و جدول مشخصات اولیه.
- نسخه ۳ و بالاتر: بعد از لانچ سایت و دریافت ورودی، با بررسی دیتای سرچ کنسول، متوجه میشویم کاربران چه سوالاتی دارند. حالا وقت اضافه کردن بخش سوالات متداول (FAQ)، ویدئوی معرفی، لینک دادن به مقالات مرتبط و اضافه کردن نظرات مشتریان است.
بدون داشتن دیتای واقعی از رفتار کاربر، رسیدن به محتوای ۱۰ برابری یک توهم است.
قدرت لانچ سریع؛ عملگرایی به جای کمالگرایی
یکی از بزرگترین اشتباهات در اجرای پروژهها، به تعویق انداختن زمان لانچ سایت به بهانه تکمیل شدن اطلاعات است. کارفرمایی که ۳۰۰ محصول دارد، اصرار میکند تا تمام ۳۰۰ محصول همراه با ۸ عکس اختصاصی و توضیحات کامل وارد نشدهاند، سایت نباید در دسترس گوگل قرار بگیرد.
اما واقعیت این است که با وارد کردن تنها ۱۰ تا ۲۰ محصول کلیدی هم میتوان پروژه را لانچ کرد. چرا لانچ سریع اهمیت دارد؟
- خروج سریعتر از سندباکس: گوگل در ماههای اول سختگیریهای خاص خودش را دارد. هرچه زودتر سایت را به گوگل معرفی کنید، زودتر این دوره را طی میکنید.
- جمعآوری دیتای طلایی: با لانچ سایت، سرچ کنسول شروع به جمعآوری دیتا میکند. شما ایمپرشنها (Impressions) و کلیکها را میبینید و متوجه میشوید کدام صفحات شانس بیشتری برای رشد دارند تا زمان و انرژی خود را روی بهینهسازی همان صفحات بگذارید.
- رفع باگها در جریان کار: هیچ سایتی در روز اول بدون باگ تکنیکال یا ظاهری نیست. در مسیر اجرا، این ایرادات خودش را نشان میدهد و به تیم فنی ارجاع داده میشود.
هدف این است که به جای دیدن یک سایت آماده و بینقص، قدمبهقدم با چالشهای پیادهسازی یک استراتژی سئو روی یک سایت خام روبهرو شویم. از ساخت اولین صفحات آرشیو گرفته تا درج محصولات، تکمیل صفحات عمومی سایت و در نهایت آماده کردن اولین گزارش سئو برای کارفرما در روزهای ابتدایی پروژه.
قرار است یاد بگیریم که چگونه تسکهای بزرگ را به قدمهای کوچک و اجرایی تبدیل کنیم، اولویتها را بشناسیم و از کمالگرایی بینتیجهای که مانع رشد پروژه میشود، فاصله بگیریم. این مسیر، درک شما را از تئوریهای سئو به مهارتهای کاملاً عملی و بازارِ کار پسند تبدیل خواهد کرد.