تحلیل بلاگ و محتوا
وقتی با یک وبسایت قدیمی و بزرگ روبهرو میشوید که صدها مقاله در بلاگ خود دارد، اولین چالش این است که بدانید از کجا باید عارضهیابی را شروع کنید. داشتن حجم زیادی از محتوا لزوماً به معنای موفقیت سئو نیست؛ بلکه اگر ساختار پشت آن به هم ریخته باشد، این مقالات تنها فضایی را اشغال کردهاند بدون اینکه ارزش تجاری خلق کنند. برای اینکه یک تحلیلگر سئو بتواند نقشه راه درستی برای سایت ترسیم کند، باید یاد بگیرد چطور لایههای مختلف یک بلاگ را کالبدشکافی کند و خطاهای پنهان آن را بیرون بکشد.
مسیر بررسی معمولاً با شناسایی صفحات پربازدید آغاز میشود. با کمک دادههای سرچ کنسول یا ابزارهای تحلیل، مشخص میشود کدام مقالات بیشترین ورودی را دارند. برای مثال، فرض کنید مقالهای جامع درباره راهنمای نگهداری گل پتوس بیشترین ترافیک بلاگ را به خود اختصاص داده است. وقتی این صفحه را از نظر تجربه کاربری زیر ذرهبین میبرید، ایرادات ظاهری کوچکی را میبینید که به راحتی نرخ تبدیل را تخریب میکنند:
- تصاویر در نسخه موبایل از کادر بیرون زدهاند و خوانایی متن را مختل کردهاند، در حالی که با یک دستور ساده max-width در کدهای قالب این مشکل حلشدنی است.
- لینکدهی به صفحه محصول انجام شده، اما فاقد جذابیت بصری، کارت محصول، قیمت یا عکس مناسب است و کاربر را ترغیب به کلیک نمیکند.
- بخش نظرات کاربران فعال است، اما مدیریت نشده و صرفاً کامنتها تایید شدهاند بدون اینکه پاسخگویی یا تعامل بازاریابی خاصی شکل بگیرد.
کانیبالیزیشن
یکی از خطاهای مخربی که در بررسی ساختار مقالات به چشم میخورد، پدیده همپوشی و کانیبالیزیشن است. وقتی برای یک محصول خاص مانند پتوس، یک لندینگ اختصاصی دارید، اما همزمان یک تگ در بخش محصولات و یک برچسب مجزا در بلاگ با همین عنوان ساخته شده است، در واقع خودتان با خودتان رقابت میکنید. این کار رباتهای گوگل و کاربران را سردرگم میکند. از سوی دیگر، بررسی لینکسازی داخلی نشان میدهد که پتانسیل مقالات به درستی به سمت محصولات هدایت نشده است. مثلاً با وجود داشتن دهها مقاله درباره یک گیاه دیگر مانند سانسوریا، تنها تعداد انگشتشماری لینک به صفحه محصول اصلی داده شده و ارزش اعتباری مقالات هدر رفته است.
برای تحلیل عمیقتر استراتژی محتوایی سایت، لازم است بدانیم محتواها در چه بازه زمانی تولید یا بهروزرسانی شدهاند. گاهی ظاهر سایت نشان میدهد که ۶۰۰ یا ۷۰۰ مقاله دارد، اما هیچ اطلاعی از نرخ تازگی یا Freshness آن نداریم. با استفاده از ابزارهایی مثل Screaming Frog و حالت لیستمود (List Mode) روی سایتمپ، میتوان بدون نیاز به کرال کردن کل سایت، اطلاعات ساختاریافتهای استخراج کرد. با کمک قابلیت Custom Extraction و استخراج تاریخ انتشار (Publish Date) و تاریخ ویرایش (Modified Date) از طریق تگهای متای صفحه، میتوان گزارشهای دقیقی در نرمافزارهای صفحه گسترده ساخت. این تحلیل نشان میدهد که آیا نرخ تولید محتوا در طول سالهای گذشته منظم بوده یا متوقف شده است. همچنین مشخص میکند آیا بهروزرسانیهای انبوهی که روی صدها مقاله انجام شده، یک بهینهسازی واقعی محتوایی بوده یا صرفاً تغییر دستی تاریخ برای گول زدن الگوریتمهای موتور جستجو است.
مقایسه این آمار با رقبا دید بسیار بازی به شما میدهد. ممکن است در نگاه سطحی تصور کنید رقیب شما مقالات کمتری دارد، اما وقتی گزارش تاریخها و نرخ انتشار مستمر آن را در ماههای اخیر استخراج میکنید، متوجه میشوید که رقیب با برنامهریزی دقیقتری روی بازاریابی محتوا سرمایهگذاری کرده است. در نهایت، تمام این مراحل از بررسی ساختار مپ سایت و مشکلات فنی گرفته تا شناسایی صفحات پربازدید، رفع خطاهای ظاهری UI/UX، مدیریت لینکسازی داخلی و تحلیل رقبا، اجزای یک گزارش جامع و استاندارد سئو را تشکیل میدهند که هم در پروپوزالهای حرفهای و هم در بهینهسازی سایت فعلی کاربرد دارد.