گاهی اوقات وارد پروژه‌ای می‌شویم که هیچ دیتای مشخصی از رقبای آن در دسترس نیست. زمان محدود است، رقبا فعالیت ساختاریافته‌ای نداشته‌اند و ما به‌عنوان یک کارشناس سئو باید در سریع‌ترین زمان ممکن، لیستی دقیق و هدفمند از کلمات کلیدی برای تدوین استراتژی محتوا آماده کنیم.

در حالت ایده‌آل، مسیر کلاسیک این است که سایت‌های رقیب را بررسی کنیم، کلمات آن‌ها را استخراج کرده و سپس کلاستربندی را انجام دهیم. اما همیشه دسترسی به ابزارهای تحلیل رقبا فراهم نیست یا اصلاً حوزه‌ کاری به قدری بکر است که دیتای رقابتی خاصی برای استخراج وجود ندارد. در چنین شرایطی، باید بتوانیم دیتاسورس‌های (Data Sources) خودمان را بسازیم و کلمات را از منابع دیگری تجمیع و گسترش دهیم.

در مسیر حل این چالش و رسیدن به یک لیست نهایی و استاندارد، با سه مفهوم کلیدی سروکار داریم که باید درک درستی از آن‌ها داشته باشیم:

  • منابع استخراج دیتا (Data Sources): پیدا کردن پلتفرم‌های جایگزین برای زمانی که دیتای رقبا در دسترس نیست.
  • استراتژی ریسرچ: نحوه فیلتر کردن و انتخاب کلمات بر اساس ارزش واقعی آن‌ها.
  • فرآیند تحلیل و کلاسترینگ: پیدا کردن میزان شباهت کلمات و گروه‌بندی اصولی آن‌ها.

عبور از سد تحلیل رقبا؛ چگونه دیتاسورس بسازیم؟

فرض کنید می‌خواهیم روی دسته‌بندی گیاهان آپارتمانی و به‌طور مشخص روی گیاه «فیکوس» کار کنیم. اگر نخواهیم یا نتوانیم ۱۰ رقیب برتر را مو به مو آنالیز کنیم، ابزارهایی مانند سئوسیگنال می‌توانند نقطه شروع فوق‌العاده‌ای باشند.

وقتی کلمه ریشه یعنی «فیکوس» را در چنین ابزاری جستجو می‌کنیم، فراتر از یک لیست ساده از کلمات، به ما دیتای تحلیلی ارزشمندی می‌دهد. یکی از مهم‌ترین این داده‌ها، تحلیل موضوعی و میزان شباهت نتایج (SERP Overlap) است.

این ابزارها بررسی می‌کنند که نتایج گوگل برای کلمات مختلف چقدر به هم شبیه هستند. به‌عنوان مثال، ممکن است متوجه شوید که کلمه «فیکوس» با «گل فیکوس» ۸۰ درصد شباهت محتوایی دارد. این یعنی از ۱۰ نتیجه برتر گوگل برای این دو کلمه، ۸ سایت مشترک هستند. همین‌طور برای عباراتی مثل «گل آپارتمانی فیکوس» یا «گیاه فیکوس» این شباهت ممکن است به ۹۰ درصد برسد.

این عدد به یک کارشناس سئو پیام بسیار مهمی می‌دهد: این عبارات پتانسیل بالایی دارند که در یک کلاستر (گروه محتوایی) قرار بگیرند. بنابراین، نیازی نیست برای هر کدام از این کلمات صفحات جداگانه‌ای بسازیم. با همین یک جستجوی ساده، بدون نیاز به ساخت دشبوردهای پیچیده یا بررسی تک‌تک رقبا، تا ۱۰۰ عبارت مرتبط همراه با میزان شباهتشان به کلمه اصلی استخراج می‌شود که دید بسیار خوبی برای معماری محتوا به ما می‌دهد.

اعتبارسنجی کلمات؛ از لیست خام تا دیتای قابل اتکا

لیستی که از ابزارهای اولیه به دست می‌آوریم، یک لیست خام است. ممکن است ده‌ها کلمه به ما پیشنهاد شود که در ظاهر جذاب هستند، اما باید بدانیم کاربران واقعی چقدر آن‌ها را در گوگل جستجو می‌کنند.

مرحله بعدی این است که این لیست خام را (پس از پاک کردن کاراکترهای اضافه مثل علامت سؤال یا پرانتزها که در خروجی ابزارها رایج است) وارد ابزار قدرتمند Google Keyword Planner کنیم تا یک پیش‌بینی (Forecast) دقیق از میزان جستجوی آن‌ها بگیریم.

اینجاست که واقعیتِ کلمات کلیدی مشخص می‌شود. با مرتب‌سازی (Sort) کلمات بر اساس میزان جستجو، متوجه می‌شوید که بسیاری از کلمات پیشنهادی ابزارهای اولیه، در واقع سرچ خاصی ندارند. کیورد پلنر به شما نشان می‌دهد کدام کلمات ارزش سرمایه‌گذاری دارند و کدام کلمات صرفاً حجم لیست شما را زیاد کرده‌اند.

علاوه بر این، خود کیورد پلنر یک منبع عالی برای گسترش کلمات است. وقتی دو یا سه کلمه ریشه را در آن وارد می‌کنید، ممکن است بیش از ۱۵۰ کوئری (Query) جدید به شما پیشنهاد دهد که شاید در بررسی‌های قبلی به آن‌ها نرسیده بودید. شما می‌توانید تمام این داده‌ها را دانلود کرده و برای بررسی‌های نهایی وارد گوگل شیت کنید.

تله‌ی کلمات کم‌ارزش در فرآیند ریسرچ

یکی از چالش‌هایی که در زمان تجمیع کلمات پیش می‌آید، وسواس بیش از حد روی کلمات بسیار طولانی یا با سرچ بسیار پایین است. وقتی دیتای خود را در گوگل شیت مرتب می‌کنید، متوجه می‌شوید که از یک جایی به بعد، حجم جستجوی کلمات به اعداد بسیار پایینی مثل ۱۰ جستجو در ماه می‌رسد.

یک استراتژی ریسرچ هوشمندانه این است که بدانیم کجا باید متوقف شویم. وقتی کلمات اصلی با سرچ‌های چند صدتایی یا چند هزارتایی را پیدا کرده‌اید و کلاسترهای اصلی شکل گرفته‌اند، وارد شدن به جزئیات کوئری‌های بسیار خرد که تفاوت معنایی خاصی هم ندارند، صرفاً باعث شلوغی فایل و اتلاف وقت می‌شود. بسیاری از این عبارات فرعی، به‌طور طبیعی در دل محتوایی که برای کلمات اصلی نوشته می‌شود، پوشش داده خواهند شد.

ابزارهای جایگزین؛ وقتی درها بسته می‌شوند

دنیای سئو پر از محدودیت‌های پیش‌بینی‌نشده است. ممکن است به هر دلیلی به کیورد پلنر دسترسی نداشته باشید. در این شرایط، نباید فرآیند ریسرچ متوقف شود. ابزارهای جایگزین مانند Keyword Tool می‌توانند نجات‌بخش باشند.

این ابزارها با استفاده از ویژگی Autocomplete گوگل، لیست بسیار بلندی از پیشنهادات را ارائه می‌دهند. مثلاً برای همان گیاه فیکوس، ممکن است نزدیک به ۳۰۰ کلمه پیشنهاد دهند که دیتای حجم جستجوی آن‌ها نیز بر پایه همان اطلاعات گوگل است. اگرچه هر ابزار محدودیت‌های خاص خود را دارد، اما همیشه می‌توان با ترکیب داده‌های خروجی از ابزارهای مختلف (مثل ترکیب پیشنهادات سئوسیگنال، کیورد پلنر و کیورد تول)، یک دیتا سورس قدرتمند و غنی ساخت.

در نهایت، هنر یک کارشناس سئو این نیست که فقط با یک ابزار خاص کار کند؛ بلکه توانایی انعطاف‌پذیری، استفاده از منابع متنوع برای استخراج کلمات و داشتن نگاهی تحلیلی برای کلاستربندی درست آن‌هاست که استراتژی محتوایی یک سایت را به موفقیت می‌رساند.