تصمیم گیری در مورد ماهیت صفحات و آدرس دهی
وقتی در حال چیدن ساختار و استراتژی یک سایت جدید هستیم، یکی از اولین و مهمترین دوراهیها، تعیین تکلیف ماهیت صفحات و معماری آدرسدهی (URL) آنهاست. برای درک بهتر این موضوع، یک سایت فروش آنلاین گل و گیاه را در نظر بگیرید. ما میخواهیم صفحهای برای فروش گیاه «زاموفیلیا» بسازیم. پیش از ساخت این صفحه، با مجموعهای از تصمیمات ساختاری مواجه میشویم که مسیر پروژه را مشخص میکنند.
آیا آدرس این گیاه باید مستقیما بعد از نام دامنه بیاید؟ یا باید آن را زیرمجموعه یک مسیر طولانیتر مثل دستهبندی محصولات قرار دهیم؟ این چالشی است که مسیر فنی و تحلیلی سایت ما را در آینده رقم میزند.
تصمیمگیری درباره ماهیت صفحات؛ قدم اول معماری
پیش از اینکه درگیر خط تیرهها و اسلشها در آدرس سایت شویم، یک تصمیم بنیادین وجود دارد: تعیین ماهیت صفحات اصلی. یک کارشناس سئو باید در همان ابتدای کار استراتژی خود را مشخص کند.
آیا صفحه اصلی سایت (Home Page) قرار است بار اصلی سئو برای کلمه کلیدی «خرید گیاهان آپارتمانی» را به دوش بکشد؟ یا اینکه صفحه اصلی را صرفا به معرفی برند و دسترسیهای سریع اختصاص دهیم و یک لندینگ پیج (Landing Page) قدرتمند و کاملا مجزا برای دسته گیاهان آپارتمانی طراحی کنیم؟
هرکدام از این انتخابها، ادامه مسیر را تغییر میدهد. اگر تصمیم بگیریم یک لندینگ مجزا برای گیاهان آپارتمانی داشته باشیم، باید روی طراحی، چیدمان محصولات و محتوای آن به صورت ویژه کار کنیم. در این حالت، ممکن است تصمیم بگیریم صفحات میانی و اضافی که ارزش سئویی چندانی ندارند را حذف کرده یا آنها را روی لندینگ اصلی ریدایرکت (Redirect) کنیم تا تمام اعتبار و قدرت سایت روی همان صفحه هدف متمرکز شود.
معماری URL و عبور از باورهای قدیمی
پس از مشخص شدن لندینگها، نوبت به تعیین ساختار آدرسها میرسد. در یک فروشگاه آنلاین، با انواع مختلفی از صفحات روبهرو هستیم: دستهبندی محصولات (Product Categories)، ویژگیها (Attributes)، خود محصولات و مقالات آموزشی.
سوال اینجاست: نحوه چیدمان این بخشها در آدرس سایت چگونه باید باشد؟ آیا مسیر رسیدن به یک محصول باید دارای پیشوندهایی مثل shop، product-category یا plants باشد؟ مثلا آدرس ما چیزی شبیه به site.com/plants/zamioculcas باشد یا صرفا site.com/zamioculcas کافی است؟
در گذشته، یک باور عمومی وجود داشت که اگر آدرس دستهبندی مادر (Parent) را در URL صفحه فرزند بیاورید، موتورهای جستجو بهتر میفهمند که این صفحات به هم مرتبط هستند. به همین دلیل، آدرسهایی با چندین بخش تو در تو ساخته میشدند تا به اصطلاح، مسیر سایت برای گوگل شفاف شود.
اما واقعیت امروز موتورهای جستجو کاملا متفاوت است. برای درک مفاهیم توسط گوگل، اینکه آدرس صفحه شما کوتاه باشد یا دارای چندین بخش و پیشوند باشد، تاثیر مستقیمی روی بهبود جایگاه و رتبه آن صفحه در نتایج جستجو ندارد. دوران این نوع نگاه خطی به سئو گذشته است.
موتورهای جستجو امروز ساختار سایت را از روی کلمات موجود در URL درک نمیکنند؛ بلکه از سیگنالهای بسیار قویتری بهره میبرند:
- لینکسازی داخلی اصولی: نحوه اتصال صفحات به یکدیگر، ارزش و جایگاه آنها را مشخص میکند.
- ساختار محتوایی صفحات: جنس محتوای ارائه شده و ارتباط معنایی آن با کل سایت.
- استفاده از مسیر راهنما (Breadcrumbs): که به صورت ساختاریافته، سلسله مراتب سایت را به خزندهها نشان میدهد.
با استفاده از این روشها، موتور جستجو به راحتی متوجه میشود که صفحه زاموفیلیا، زیرمجموعهای از گیاهان آپارتمانی است، حتی اگر در آدرس آن هیچ اثری از کلمه گیاه یا دستهبندی وجود نداشته باشد.
اگر سئو نیست، پس دلیل اصلی تفکیک آدرسها چیست؟
اگر قرار نیست با اضافه کردن پیشوندها و دستهبندیها به URL، جایگاه بهتری در نتایج گوگل بگیریم، پس چرا اصلا باید خودمان را درگیر معماری آدرسها کنیم؟ چرا همه صفحات را با یک ظاهر شبیه به هم و بدون پیشوند منتشر نکنیم؟ (چون با ریدایرکت کردن هم میتوان خطاهای احتمالی را پوشش داد).
پاسخ این سوال، مهمترین بخش از استراتژی معماری سایت است: گزارشگیری و تحلیل دادهها.
ارزش واقعی یک معماری URL اصولی و منطقی، زمانی مشخص میشود که شما به عنوان یک کارشناس سئو بخواهید عملکرد سایت را بررسی کنید. وقتی وارد یک پروژه متوسط یا بزرگ میشوید و با صدها یا هزاران صفحه سروکار دارید، تمام صفحات با آدرسهای تخت و شبیه به هم، تحلیل دادهها را به یک کابوس تبدیل میکنند. اهداف اصلی تفکیک آدرسها شامل موارد زیر است:
- فیلتر کردن آسان دادهها در سرچ کنسول: فرض کنید میخواهید بدانید در ماه گذشته، مقالات وبلاگتان چقدر ورودی داشتهاند و در مقابل، صفحات محصولات چقدر ترافیک جذب کردهاند. اگر آدرس تمام محصولات با یک پیشوند ثابت (مثلا /product/) و مقالات با پیشوند دیگری (مثلا /blog/) مشخص شده باشند، تنها با یک فیلتر ساده در گوگل سرچ کنسول، تمام این دادههای تفکیکشده در چند ثانیه استخراج میشوند. شما دقیقا متوجه میشوید که در بخش ویژگیها، دستهبندیها یا مقالات چه رفتاری در حال رخ دادن است.
- درک رفتار کاربر و سفر مشتری: در ابزارهای تحلیل و گزارشگیری مثل گوگل آنالیتیکس (Google Analytics) یا مایکروسافت کلریتی (Clarity)، ردیابی رفتار کاربر حیاتی است. وقتی ساختار URL منطقی و دستهبندیشده باشد، به راحتی میبینید که کاربران بیشتر در کدام بخشهای سایت گردش میکنند، از چه مسیری وارد شدهاند و در کدام دسته از صفحات سایت را ترک کردهاند.
- مدیریت فنی یکپارچه: در طول عمر یک وبسایت، بارها نیاز به تغییرات گروهی پیش میآید. داشتن معماری ساختاریافته باعث میشود اعمال تغییرات فنی، بررسی ارورها و یا ریدایرکتهای گروهی روی یک بخش خاص از سایت با کمترین درصد خطا و در سریعترین زمان ممکن انجام شود.
در نهایت، تصمیمگیری درباره ماهیت صفحات و ساختار آدرسدهی آنها، یک انتخاب صرفا برای راضی کردن الگوریتمهای رتبهبندی نیست. این معماری، زیرساختی است که به شما کمک میکند در آینده دیدی شفاف، تحلیلی دقیق و مدیریتی راحتتر روی پروژه خود داشته باشید و بتوانید بر اساس دادههای واقعی، استراتژیهای بعدی سایت را بهینهسازی کنید.