نهایی کردن ساختار درختی با متد توریئی – نمونه 1 و 2
وقتی با یک وبسایت فروشگاهی روبرو میشویم که پر از محصولات متنوع است، اولین و بزرگترین چالش، ایجاد یک نظم منطقی میان این حجم از اطلاعات است. برای یک کارشناس سئو، هیچچیز ترسناکتر از سایتی نیست که دستهبندیهایش در هم گره خوردهاند، صفحات با هم رقابت میکنند و کاربر برای پیدا کردن یک محصول ساده باید چندین بار کلیک کند و در نهایت هم گم شود.
اینجا دقیقاً همان نقطهای است که نیازمند یک معماری مستحکم هستیم؛ ساختاری که هم رباتهای گوگل به راحتی آن را درک کنند و هم کاربر بتواند مسیر خود را با کمترین اصطکاک پیدا کند. یکی از جذابترین و کاربردیترین مدلها برای حل این چالش، استفاده از «ساختار درختی با متد توریئی» است.
در این مسیر آموزشی، قرار است با الهام از معماری دروازههای توریئی ژاپنی، ساختار سایت را به بخشهای مجزا اما کاملاً متصل به هم تقسیم کنیم و ببینیم چطور میتوانیم مفاهیمی مثل دستهبندیها، محصولات و ویژگیها را به بهترین شکل ممکن در کنار هم قرار دهیم.
پایههای اصلی سایت شما: پیدا کردن «حاشیرا»
در متد توریئی، ستونهای اصلی که تمام وزن ساختار را تحمل میکنند، «حاشیرا» نام دارند. در دنیای سئو، این ستونها همان صفحات لندینگ یا دستهبندیهای اصلی سایت شما هستند.
برای انتخاب این ستونها باید به دنبال موضوعاتی باشیم که هدف اصلی آنها «دسترسی و انتخاب» است. این صفحات باید از یکدیگر مستقل باشند اما در نهایت به یک هسته مرکزی مرتبط شوند. بیایید این موضوع را با یک سایت فروش گل و گیاه بررسی کنیم.
در چنین سایتی، صفحه «گیاهان آپارتمانی» یکی از اصلیترین ستونهای ماست. این صفحه لیستی از تمام محصولات را در خود جای داده و بهعنوان یک دروازه ورودی بزرگ برای کاربران عمل میکند. اما در زمان ساخت این پایههای اصلی، یک چالش بسیار رایج به وجود میآید: تداخل صفحات.
گاهی اوقات متوجه میشویم که دو صفحه با آدرسهای مختلف، دقیقاً یک هدف و یک مفهوم را دنبال میکنند. مثلاً یک آدرس پیشفرض فروشگاهی برای دستهبندی محصولات داریم و همزمان یک لندینگ پیج اختصاصی هم برای همان کلمه کلیدی ساختهایم.
بهعنوان یک کارشناس سئو، در این موقعیت نباید خودمان را درگیر پیچیدگیهای بیدلیل کنیم. راهکار بسیار ساده است:
- انتخاب صفحه هدف: بررسی میکنیم که کدام صفحه پتانسیل بالاتری برای سئو دارد و ساختار بهتری به کاربر ارائه میدهد.
- تجمیع اعتبار: صفحهای که ارزش کمتری دارد یا ساختار پیشفرض سیستم مدیریت محتواست را روی صفحه اصلی ریدایرکت میکنیم. با این کار، هم از رقابت صفحات داخلی (کنیبالیزیشن) جلوگیری کردهایم و هم تمام اعتبار را به یک ستون قدرتمند منتقل میکنیم.
محصولات: اجزای سازنده ساختار
وقتی ستونهای اصلی را بنا کردیم، نوبت به بدنه اصلی سایت میرسد؛ یعنی محصولات. در مثال سایت گل و گیاه، انواع مختلفی از یک گیاه، نقش محصولات ما را بازی میکنند.
برای مثال، گیاه «زاموفیلیا» را در نظر بگیرید. ما در فروشگاه خود هم «زاموفیلیای سبز» داریم و هم «زاموفیلیای بلک». این صفحات، مقصدهای نهایی هستند که کاربر پس از عبور از دستهبندیها به آنها میرسد. در این مرحله، نحوه ارتباط دادن این محصولات با یکدیگر و با سایر بخشهای سایت، تعیینکننده قدرت ساختار درختی ماست.
ما باید بتوانیم از طریق لینکسازی داخلی اصولی، ارتباط معنایی دقیقی بین این صفحات ایجاد کنیم. اما آیا این لینکسازی فقط باید بین محصولات همخانواده باشد؟ اینجاست که پای مفهوم مهمتری به میان میآید.
مدیریت ویژگیها و تکسونومیها؛ هنر دستهبندیهای فرعی
یکی از حساسترین بخشهای معماری سایت، تصمیمگیری درباره ویژگیها (Attributes)، برچسبها (Tags) و فیلترهاست. وقتی محصولات را در سایت قرار میدهیم، متوجه میشویم که هر محصول ویژگیهای خاص خودش را دارد.
همان زاموفیلیای سبز را در نظر بگیرید. این گیاه دو ویژگی مهم دارد: ۱. مقاوم به کمآبی است. ۲. دارای برگهای پهن است.
سوال اصلی این است: با این ویژگیها باید چه کار کنیم؟ آیا باید برای تکتک آنها صفحات جداگانه بسازیم یا فقط آنها را بهعنوان فیلتر در همان صفحه دستهبندی اصلی قرار دهیم؟
پاسخ به این سوال، مرز بین یک ساختار تمیز و یک سایت شلوغ و گیجکننده را مشخص میکند. برای تصمیمگیری درست، این مسیر منطقی را طی میکنیم:
- بررسی حجم جستجو (Search Volume): اگر مفهومی مثل «گیاهان آپارتمانی مقاوم به کمآبی» جستجوی بالایی در گوگل دارد و کاربران مستقیماً به دنبال آن هستند، این ویژگی ارزش آن را دارد که تبدیل به یک صفحه (لندینگ یا برچسب سئو شده) شود.
- استفاده از فیلترها: اگر ویژگیهای ما تنوع بسیار بالایی دارند اما جستجوی مستقلی برای آنها وجود ندارد، نیازی به ساخت صفحات متعدد و بیارزش نیست. در این حالت، بهترین کار این است که این ویژگیها را بهصورت فیلتر در همان صفحه دستهبندی اصلی (ستون حاشیرا) قرار دهیم تا کاربر بتواند نتایج را بر اساس نیاز خود محدود کند.
- انسجام ساختار: گاهی سیستم سایت به ما اجازه نمیدهد همزمان هم فیلترهای پیچیده داشته باشیم و هم صفحات ویژگی مجزا. در این شرایط، اولویت با سادگی و کارایی است. همه ویژگیها را در یک قالب یکپارچه (مثل همان فیلترها) مدیریت میکنیم تا کاربر درگیر چندگانگی نشود.
گره زدن مفاهیم با لینکسازی افقی
مهمترین بخش متد توریئی، ایجاد ارتباطات عرضی (مانند تیرکهای افقی دروازه) بین محصولات و ویژگیهاست.
فرض کنید تصمیم گرفتهاید برای «گیاهان مقاوم به کمآبی» یک صفحه مجزا بسازید چون جستجوی خوبی دارد. حالا باید از صفحه محصول (زاموفیلیای سبز) به این صفحه ویژگی لینک بدهید. این لینکسازی داخلی به گوگل میفهماند که این محصول خاص، زیرمجموعه آن ویژگی خاص نیز هست.
اما اینجا باید هوشمندانه عمل کرد. اگر یک محصول دارای دهها ویژگی مختلف است، قرار دادن لینک برای تمام آن ویژگیها در صفحه محصول، نهتنها به سئو کمک نمیکند، بلکه ارزش لینکها را کاهش داده و صفحه را به یک اسپمزار تبدیل میکند. کارشناس سئو در این مرحله باید انتخاب کند که لینک دادن به کدام ویژگیها (تکسونومیها) ارزش افزوده بیشتری برای کاربر و رباتهای جستجوگر دارد.
یکپارچگی؛ راز نهایی یک معماری موفق
پیادهسازی ساختار درختی با متد توریئی، چیزی فراتر از کشیدن چند خط و فلش روی کاغذ است. این روش به ما کمک میکند تا دیدی کلنگر به سایت داشته باشیم. یاد میگیریم که هر صفحه جدیدی که در سایت ساخته میشود، باید جایگاه مشخصی در این ساختار داشته باشد: یا یک ستون اصلی است، یا یک محصول است، و یا یک ویژگی که محصولات را به هم پیوند میدهد.
با درک درست از نحوه چیدمان این اجزا، مدیریت تداخلها از طریق ریدایرکت، و ایجاد ارتباطات منطقی میان ویژگیها و محصولات، میتوانیم سایتی بسازیم که هم برای خزندههای موتورهای جستجو کاملاً خوانا باشد و هم کاربران را به سادهترین شکل ممکن به سمت خرید یا هدف نهایی هدایت کند. در ادامه، نحوه پیادهسازی عملی و قدمبهقدم این استراتژیها را روی یک ساختار واقعی بررسی خواهیم کرد تا این مفاهیم بهطور کامل در ذهن شما تثبیت شوند.