وقتی قرار است چراغ اول یک پروژه سئو روشن شود، یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های بچه‌های جونیور این است که دقیقاً از کجا باید شروع کنند و چه چیزهایی را باید به کارفرما تحویل دهند. خیلی وقت‌ها فکر می‌کنیم باید تمام جزئیات ریز و درشتی را که در طول تحقیق و بررسی پیدا کرده‌ایم، یکجا روی میز کارفرما بگذاریم؛ در حالی که کارفرما به جای جزئیات فنی گیج‌کننده، دنبال یک تصویر روشن از آینده و اطمینان خاطر است.

یک سند استراتژی حرفه‌ای معمولاً بین ۴ تا ۵ قدم اصلی دارد که مسیر حرکت پروژه را از صفر تا صد روشن می‌کند. ساختار کلی این مسیر در قالب بخش‌های زیر شکل می‌گیرد:

  • آنالیز وضعیت موجود یا بررسی رقبا بر اساس پیشینه سایت
  • شناخت مخاطب هدف و تحقیق کلمات کلیدی با در نظر گرفتن ارزش سرمایه‌‌گذاری
  • طراحی نقشه سایت (سایت‌مپ) و پیاده‌سازی مدل‌های ساختاری
  • طراحی وایر‌فریم و تعیین تجربه کاربری صفحات کلیدی

اگر سایتی از قبل وجود داشته باشد و کار کرده باشد، قدم اول با کالبدشکافی و آنالیز داشته‌های خود سایت شروع می‌شود. اما اگر با یک پروژه جدید و صفر کیلومتر طرف باشیم، همه‌چیز از شناخت دقیق نیازهای کارفرما و بررسی بازار رقبا کلید می‌خورد. البته پیش از این، جلسات هماهنگی با کارفرما برگزار شده و اسکوپ کلی پروژه مشخص شده است؛ اما حالا نوبت قدم اصلی یعنی شناسایی و گروه‌بندی رقباست.

هدف از این بخش، تخمین پتانسیل‌های موفقیت، بررسی میزان بازدید رقبا و از همه مهم‌تر، اثبات این موضوع به کارفرما است که ما صنعت او را کاملاً فوت آب هستیم. ما ساعت‌ها وقت می‌گذاریم، در سایت‌های رقیب می‌چرخیم و مدل رفتاری‌شان را زیر ذره‌بین می‌بریم، اما قرار نیست تمام این حجم از اطلاعات خام را وارد گزارش نهایی کنیم. ما فقط عصاره‌ای از تحلیل‌ها را ارائه می‌دهیم تا کارفرما بداند پشت هر تصمیم ما، یک کوه از دیتای واقعی خوابیده است.

گام بعدی، دست گذاشتن روی کلمات کلیدی و شناخت لایه‌های پنهان ذهن مخاطب است. باید ببینیم کاربر با چه ادبیاتی سرچ می‌کند، چه دغدغه‌هایی دارد و کدام عبارت‌ها واقعاً ارزش سرمایه‌گذاری مالی و زمانی را دارند. برای مثال، عبارت «سانسوریا» با عبارت «قیمت سانسوریا» حجم جستجوی متفاوتی دارد و ارزش تجاری آن‌ها نیز یکسان نیست. ما این کلمات را استخراج کرده، میزان جستجوی ماهانه‌شان را تخمین می‌زنیم و در نهایت آن‌ها را در خوشه‌ها یا همان کلاسترهای مشخص دسته‌بندی می‌کنیم تا نقشه راه محتوایی شکل بگیرد.

پس از تعیین کلمات کلیدی، نوبت به معماری اطلاعات و طراحی نقشه سایت می‌رسد. در این بخش، مدل ذهنی و ساختار درختی سایت را به شکلی چینش می‌کنیم کههم برای موتور جستجو بهینه باشد و هم کاربری که وارد سایت می‌شود، راه خودش را گم نکند. در کنار این‌ها، طراحی وایر‌فریم صفحات مهم نیز انجام می‌شود تا ساختار بصری و تجربه کاربری (UX) به بهترین شکل ممکن پیاده‌سازی شود؛ مهارت‌هایی که با ابزارهایی مثل فیگما جان می‌گیرند و خروجی ملموسی برای ارائه به کارفرما فراهم می‌کنند.

برای ارائه بخش آنالیز رقبا، داشتن یک فرمت مشخص کار را بسیار راحت‌تر می‌کند. مسیر کار معمولاً با سرچ عبارت‌های کلیدی و اصلی بازار در گوگل شروع می‌شود؛ همان کلماتی که می‌دانیم مخاطب هدف ما با جستجوی آن‌ها به دنبال رفع نیاز خود است. با بررسی نتایج صفحه اول گوگل، رقبای اصلی شناسایی می‌شوند. این فرآیند با ثبت اسکرین‌شات‌ها و مستندسازی در قالب فایل‌های ارائه‌ای پیش می‌رود تا در جلسه آنلاین، با تسلط کامل برای کارفرما پرزنت شود. سئو یک مسیر فرموله‌شده و خشک نیست، بلکه هنر درک دقیق بازار و چیدن قطعات پازل در کنار یکدیگر است تا هر قدم، ارزش واقعی خلق کند.